از زمانی که انسان با مفهوم معامله و تجارت آشنا شد تا امروز که روشها بسیار مدرن و ابزارها سرعت معاملات را چندین برابر کردهاند، همواره بزرگترین دغدغهی تاجران و بازرگانان، عوامل و شرایط محیطی بوده است؛ عواملی که گاهی موجب رشد سریع و گاهی باعث ورشکستگی یکشبه آنها میشود.
اما تجارت در ایران، نسبت به بسیاری از کشورها، پرریسکتر است. شاید بارها دیده باشید که فردی یکشبه به ثروت هنگفتی رسیده یا سرمایهی عظیمی را از دست داده است. این یعنی سطح بالای ریسک برای بازرگانان در ایران. دلیل اصلی چنین وضعیتی، عدم ثبات در شرایط اجتماعی و اقتصادی است؛ موضوعی که در سالهای اخیر بهوضوح دیدهایم و حتی ثبات نسبی نیز در کشور برقرار نبوده است.
یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر تجارت در ایران، کارت بازرگانی است؛ مجوزی که مرجع صدور آن، شعب اتاق بازرگانی، صنایع و معادن ایران هستند. دارندهی کارت بازرگانی مجاز به انجام امور مختلفی است؛ از جمله ثبت سفارش کالا، واردات از مناطق آزاد، حقالعملکاری در گمرک، و صادرات کالاهای مجاز.

شرایط اخذ کارت بازرگانی:
- داشتن تابعیت ایران (برای اشخاص حقیقی)
- کارت پایان خدمت یا معافیت
- سه سال سابقه در فعالیتهای تجاری یا تولیدی (تأییدشده توسط دو دارندهی کارت بازرگانی)
- ارائه مدرک تحصیلی دانشگاهی
- داشتن محل کار قانونی و متناسب با فعالیت
- داشتن مجوز تولید از یکی از وزارتخانههای مرتبط
- ارائه اظهارنامهی ثبتی
- داشتن حساب بانکی معتبر
- نداشتن سابقهی ورشکستگی
- نداشتن محکومیت کیفری
همانطور که در مقالهی قبلی دربارهی ثبت برند اشاره شد، اگر علامت تجاری حاوی کلمات لاتین باشد، داشتن کارت بازرگانی الزامی است. همین یک شرط بهخوبی نشان میدهد که چه اندازه پیچیدگیهای غیرضروری در مسیر کارآفرینان وجود دارد.
چالشهای کارت بازرگانی
شرایط ذکرشده نه تنها غربالگری مفیدی برای انتخاب تاجران واقعی ایجاد نمیکند، بلکه راهی برای سوءاستفاده نیز باز گذاشته است.
نمونههای آن را در اخبار دیدهایم:
ماجرای پیرزن روستایی که ۷۰۰ خودروی پورشه وارد کرده بود!
یا کارتنخوابهایی که صادرات کلان انجام دادهاند و ارز حاصل از آن را وارد چرخهی اقتصادی کشور نکردهاند.
سؤال اینجاست: چطور یک پیرزن بیسواد یا یک کارتنخواب میتواند کارت بازرگانی بگیرد، اما یک تیم جوان و فعال از دریافت آن محروم میشود؟
من خود شاهد ماجرایی بودهام: جوانی فعال و علاقهمند به تجارت، قصد داشت کارت بازرگانی بگیرد اما چون دفتر کارش با یکی از دوستانش مشترک بود، درخواست او رد شد. بعد از ماهها دوندگی، ترجیح داد بهطور غیررسمی و با کارت اجارهای فعالیت کند. این تجربه تأسفبار نشان میدهد که قوانین فعلی نهتنها حمایتگر نیستند، بلکه مانعی در مسیر فعالیت سالم اقتصادی هستند.
مشکلات دیگر
کارت بازرگانی امروز به ابزاری برای دور زدن قوانین مالیاتی و ارزی تبدیل شده است. سودجویان با استفاده از این کارتها سودهای کلانی میبرند و بار قانونی را به گردن افراد ناآگاه میاندازند.
در بند «نداشتن سوء سابقهی ورشکستگی» نیز تناقض بزرگی وجود دارد. در کشورهای پیشرفته، ورشکستگی تجربهای ارزشمند محسوب میشود، نه لکهی ننگ. آنها از افراد ورشکسته حمایت میکنند تا دوباره وارد چرخهی کارآفرینی شوند. اما در ایران، با توجه به محیط پرریسک کسبوکار، ورشکستگی بهعنوان سوء سابقه ثبت میشود! این رویکرد باعث میشود افراد از ریسک کردن بترسند، چراکه در فرهنگ ما آبرو از نان شب هم مهمتر است. نتیجهی آن چیزی نیست جز کاهش انگیزهی کارآفرینی.
راهکار پیشنهادی
بهجای پیچیدهتر کردن قوانین، باید با استفاده از فناوری اطلاعات، فرآیندها را شفافتر و نظارت را دقیقتر کنیم. ایجاد سامانهای یکپارچه برای ثبت و رصد فعالیتهای تجاری اشخاص حقیقی و حقوقی، میتواند بسیاری از مشکلات موجود را حل کند.
همچنین باید نگاه به ورشکستگی تغییر کند. ورشکستگی پایان کار نیست؛ تجربهای است برای شروع دوباره. در دنیا یکی از شاخصهای مهم کارآفرینی، «شاخص خروج از کسبوکار» است، اما در ایران، خروج از کسبوکار مساوی با برچسب منفی و سوء سابقه است.
به امید روزی که با اصلاح قوانین و فرهنگسازی در حوزهی کارآفرینی، قدرت ریسکپذیری کارآفرینان افزایش یابد و شاهد اشتغالزایی و شکوفایی اقتصادی بیشتری در کشور باشیم.